کوه سکوت

زیبا رخی ودر پرده راز می نشینی
باعطر گیسوانت
دلها به حسرت می نشانی
در وصف تو ای پرده نشین فریبا
هریک بخیال نقش ها زنند
در باغ گلها
ز سوسن و سنبل و مینا
مرا نه رنگ وصفای جمال است
نه کس نگاهش به کوه وهم وخیال است
آن ابر تیره بی بارانم شاید
بغض بارش دردل میکارم
گر روزی نگاهت به آسمان خیزد
به آهی٬ یادی بخوانم
عمری ست عاشق سوخته دل پاک بازم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *