آه زندگی ست

آه
ای خیال خوش روزان آفتاب
رویاهای سفید روشن مهتاب
آرزوها را وهم خوابی بود شاید
دل چو ابری اسیر باد مستی بود شاید

آه
کنون منم با هزار طرح خاکستری خیال
یا که شاید
تنها فتاده ایی در چاه زوال
فریاد ای روزان خورشید دور
چشم شب تیره و راه ظلمت کور

آه
دلا خوش باشم با جام می ام
زخون سرخ خوشه انگور
تا بگرید خصم زبون
به شادی ام
ازین عشق و دیده پر نور.

س.آ