هرگز از پا نمی نشینیم

یاد یاران در دلم
چه شوری میکارد بجان
چون کبوتران پرگشودن
سوی آسمان
خاطرها زنده اند بهر زمان
گاه در خواب وبیداری
گاه در وقت هوشیاری
بگوش دل میشنوم بانگ‌ رسایشان
چه دلتنگ وبیقرار دیدارم
آنان که در راه رهایی
در راه وطن جامه حق پوشیدن
گر بی غسل وکفن
در غربت وتنهایی
شهد شیرین شهادت نوشیدن
خانه ظلم و ستم گر بپاست
از غفلت وخاموشی ماست
راه باز است هنوز
گر مرد میدان حادثه هایی
تا چند اسیر خود کم بینی هابی
زندگی زیباست
لیک مرگ در راه آزادی زیباتر از زیبای هاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.