زمستان سیاه

گلها با بهار می آیند
پروانه ها وزنبورها
حتی شاهپرکها
بسوی گل وگلزار می آیند
اما بدلها شور وشادی نیست
پرنده ها میدانند
چیزی یا کسی غمی سنگین در دل دارد
یا که شاید دیو پلیدها دراین بیشه منزل دارد
دربهاری که گل لبخند شکو‌فه نکند
پرستویی زیر شیروانی عشق لانه نکند
بهارش بیگمان رنگ زخزان دارد
ننه سرما رخت عزا برتن دارد
ای مرغ شب بیدار بخوان
این مرز وبوم
این گل وگلزار
بغض چه چیزی را دردل وجان دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.